جناب آقاي مرداني عزيز! ، در وبلاگ تان [www.najiye.blogfa.com] اين
سخن را به سوي بنده حواله كرده ايد " با توجه
بنصوص فقهي ذكر شده بايد آقاي ابو الياس از اين اعتقاد و نوشتهي خود و توبه
نمايد ". فهم و دريافت مقصود شما از دو كلمه ي " اين اعتقاد / توبه كند "، دور از ذهن
بنده نبوده است. و امّا چه چيزي باعث شده است تا شما از پاسخ به سوال مكرّر بنده و
از توضيح اين سخن تان، تعلل و امتناع مي كنيد، نياز به توضيح دارد، كه شما هر وقت
اراده كرديد توضيح بدهيد بنده استقبال مي كنم. و موضوع بحث را به چالش خواهم
كشيد.
و امّا سوالي كه براي بار دوّم
تكرار كرده ايد:
آقاي ابو الياس آيا شما قائل هستيد كه شيخ
خرقاني علي سبيل الكرامة نداي شما را شنيده و به شما لبيك مي گويد و يا توجه
مي كند؟
پاسخ ابوالياس: كتاب شرح العقايد تصنيف علامه
تفتازاني (رح) - كه در اغلب حوزه هاي علميّه اهل سنّت تركمن صحرا جزء كتاب هاي درسي
است - ص 226 مي آيد:
" و
كرامات الاولياء حقّ ... فيظهر الكرامة علي طريق نقض العادة للوليّ من قطع
المسافة البعيدة في المدة القليلة ... كــإتيان صاحب سليمان عليه السلام و هو
آصف بن برخيا علي الاشهر بعرش بلقيس قبل ارتداد الطرف مع بعدالمسافة و .... و
در ص 227 كتاب مذكور: ... مثل رؤية عمر (رض) و هو علي المنبر بالمدينة
جيشَه بنهاوند حتّي قال لامير جيشه يا سارية الجبل الجبل تحذيرا له من وراء الجبل
لمكر العدوّ هناك و سماع سارية كلامه مع
بعد المسافة .
يعني ؛ كرامات اولياي الهي حقّ است ....
كرامت برخلاف عادت [و برخلاف قوانين طبيعي] براي وليّ خدا و عارف بالله ظاهر مي شود. از قبيل
طي كردن مسافت دور و طولاني در مدّتي كوتاه ... مانند آوردن آصف بن برخيا وزير
سليمان تخت بلقيس را در يك چشم بر هم زدن با وجود دوري مسافت و ... در ص 227 كتاب مذكور : از جمله
ي كرامات مانند ديدن حضرت عمر (رض) لشكر خود را در نهاوند در حالي كه حضرت عمر
رض خود در مدينه بر روي منبر بود و حضرت عمر رض خطاب به فرمانده لشگر گفت: اي
ساريه (رض) مواظب كوه باش! مواظب كوه باش! ساريه هم صداي خليفه حضرت عمر رض را شنيد و قبل از رسيدن دشمن به كوه آن را
تصرف كرد و بر آن مسلّط شد.
دوست عزيز آقاي مرداني! بشنويد كه اعتقاد بنده اين است: چنانچه يك عارف بالله و
وليّخدا چون شيخ ابوالحسن خرقاني، عبدالقادر گيلاني، حسن بصري قدس الله سرّهم و ... ادّعا كند كه چيزي را در مكاني دور
رؤيت مي كند ، همين طور يك مريد ادّعا كند، عارف بالله و پير و مرشد حقيقي و مويّد
شريعت را غائبانه ندا كرده و استمداد طلبيده و پير و مرشد چه در زمان حيات و چه
بعد از وفات ، مددكار او شده است، اين موارد با موازين عقيدتي ما چنانكه از فرمايش
هاي علّامه تفتازاني برمي آيد و دلايلي كه در پُست هاي: 1-ماهواره و دين گرايي (1) و (2) و 2-
سماع اموات و نداي غايب مطرح كرده ايم ، كاملا جايز و مشروع است.
بخشي از نوشته ي آقاي مرداني در جواب به يك كاربر: ) و هنگام استعانت از محضر
صلحا و چه توسّل و استغاثهی غائبانه از اولیای الهی، آفرینش و ایجاد و
به فعلیّت رسیدن معونت و اعانه را به خدا منسوب می کنیم ( براي صحت عبارت فوق يك
عبارت از كتب اعتقادي و فقهي احناف دليل بياوريد كه علما و
متكلمين احناف از اولياي كرام استغاثهغائبانه نموده باشند و معونت و استغاثه
را به خدا نسبت داده باشند؟!!!عوام الناس از اين تاويلات بي خبرند و از ذات
اوليا
استغاثه مي كنند!!!
پاسخ ابوالياس: آقاي مرداني!
دوست گرامي؛ به نظر شما عوام مردم از مسلمانان وقتي افعال عادّي روزمره و معونتها
را به يكديگر نسبت مي دهند ، آيا آنها - عوام - مي دانند كه اين انتساب رخدادها به مخلوقات
مجازي است و خالق افعال بندگان خداست؟! همين طور؛ وقتي اشخاص عامّي مسلمانان ،
اظهار كرامات را به اوليا نسبت ميدهند، آيا به نظر شما آنها - مسلمانان - اوليا را بندگان خدا اعتقاد مي كنند يا نه؟! و
اوليا را در اظهار كرامات وابسته به اذن الهي مي دانند يا بدون اذن الهي؟! به نظر
شما چطور حضرت عمر (رض) لشگر خود را ديد و نداي غايب نمود و مددكار ساريه (رض) و لشگر او (رض) شد؟!
آيا ساريه (رض) صداي حضرت فاروق اعظم (رض) را از دور و غائبانه شنيد يا نشنيد؟! آيا آوردن تخت بلقيس از
غايب به حاضر توسط آصف بن برخيا [چنانكه در قرآن تصريح شده است] كرامت است يا نه؟!
چرا اين امور خارق العاده را علّامه تفتازاني (رح) در كتاب شرح العقايد به ذات
فاضله ي آصف برخيا و ذات فاضله ي فاروق اعظم (رض) و سماع نداي غيبي را به صحابي بزرگوار
ساريه (رض) نسبت داده است؟!
و باز در بخشي از نوشته ي آقاي مرداني آمده است: اقوال بزرگان دين در
باره استمداد از غير خداوند : عارف بالله بايزيد بسطامي: استغاثة المخلوق بالمخلوق
كاستغاثة المسجون بالمسجون . (روح المعاني6/129) امام سجاد –رحمه الله-مي
فرمايند : ان طلب المحتاج من المحتاج سفهٌ في رايه وضلالةٌ في عقله (روح
المعاني6/128) امام غزالي :المومن لا يجعل بينه وبين الله تعالي وسائط في
الطلب، قال تعالي ونحن اقرب اليه من حبل الوريد. (غايه الاماني2/311)
جواب ابوالياس : آقاي مرداني عزيز! شما از سخنان اين بزرگواران چه چيزي
استنباط كرده ايد؟!، آيا اين سخنان در نفي جواز استمداد از غير خدا اعمّ از استمداد از اولياي
الهي چه حاضر و چه غايب است؟!